مرتضى راوندى
19
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
ويژگىهاى نحوى آن ، تأثير زبان آريايى ، كه در زندگى ادارى و اقتصادى شاهنشاهى هخامنشى نقش مهمى داشت ، مشهود است . . . زبان اين كتيبهها ، پايه زبان فارسى و تاجيكى كنونى است . . . « 1 » در زمان داريوش اول ، محاسبات اقتصادى و مالى دربار شاهى در استخر به زبان ايلامى تحرير مىشد و شاهد اين معنى ( چندين هزار صفحه گلين ) يعنى بايگانى عظيم اسناد اقتصادى به زبان ايلاميست ، كه در حدود سال 1930 در ضمن حفريات استخر كشف شده و بهطور كلى مربوط به قرن پنجم ق . م مىباشد ، مطالعه بايگانى مزبور نهتنها از لحاظ تاريخ ، و ايلامشناسى ، بلكه از نظرگاه ايرانشناسى و به خصوص تاريخ زبانهاى ايرانى بسيار جالب است . . . نياكان كورش كبير . . . در كتيبههاى خويش فقط به زبان پارسى باستانى سخن گفتهاند ، ولى كورش و جانشينان وى ، پس از آنكه بر شاهنشاهى بزرگى دست يافتند و شاه كشورها شدند ، خواهى نخواهى ناگزير گشتند كه با مردم كشورهاى مزبور به زبان خود ايشان سخن گويند . . . بيانّيه فتح بابل ، كه سندى مهم است به زبان بابلى است . سنت نوشتن كتيبه به سه زبان ، مورد تأسى داريوش اول و اخلاف وى نيز قرار گرفت ، تقريبا تمام كتيبههاى پارسى باستانى به زبانهاى مهم شاهنشاهى ، يعنى ايلامى و بابلى همراه مىباشد . . . زبان آرامى در كشورهايى كه تحت سلطه آشور متّحد شده بودند ، بهصورت لسان بين المللى درآمد ؛ ولى در دولت هخامنشى ، اهميت بيشترى كسب كرد ، زيرا در مكاتبات دولتى و روابط ميان حكومت مركزى و دفترخانههاى ساتراپها يا حكام ايالات پادشاهى پارس ، مورد استفاده قرار مىگرفت . « 2 » مدارك زبان ايرانى ، مربوط به آخرين قرنهاى قبل و نخستين قرنهاى بعد از ميلاد ، كه بهدست ما رسيده ، بسيار ناچيز است ، با اين حال به دلايلى مىتوان حدس زد ، كه در طى قرون مزبور ( آخرين قرنهاى قبل و نخستين قرنهاى بعد از ميلاد ) چند تغيير مهم در ساختمان كلمات و اصوات زبانهاى ايرانى پديد آمد ، كه خود مقدمهء انتقال به مرحله جديدى از تكامل تاريخى زبان ، يعنى عصر زبان ايرانى ميانه بوده است . « 3 » « . . . عصر زبان ميانه ايرانى ، تقريبا با دو واقعهء تاريخى مهم كه در زندگى اقوام ايران و آسياى ميانه رخ داده مصادف بود ؛ آغاز آن عصر ، با لشگركشى اسكندر مقدونى به سوى مشرق و انقراض شاهنشاهى هخامنشى ، و پايان آن ، با فتح ايران و آسياى ميانه به
--> ( 1 ) . همان كتاب ، ص 128 . ( 2 ) . همان كتاب ، ص 129 به بعد ( 3 ) . همان كتاب ، ص 142